تبليغاتX
در تنهایی خوابگاه 2 علوم پزشکی شاهرود - آب

در تنهایی خوابگاه 2 علوم پزشکی شاهرود

اگر تنهای تنها شوم بازم خدا هست.....

آب



 
 

آب را گل نکنيم :

در فرودست انگار ، کفتری می خورد آب

يا که در بيشه دور ، سيره ای پر می شويد .

يا که در آبادی ، کوزه ای پر می گردد .

آب را گل نکنيم :

شايد اين آب روان ، می رود پای سپيداری ، تا فروشويد

                                                                 اندوه دلی .

دست درويشی شايد ، نان خشکيده فروبرده در آب .

زن زيبايی آمد لب رود ،

آب را گل نکنيم :

روی زيبا دوبرابر شده است .

چه گوارا اين آب !

چه زلال اين رود !

مردم بالا دست چه صفايی دارند !

چشمه هاشان جوشان ، گاوهاشان شيرافشان باد

من نديدم دهشان ،

بی گمان پای چپرهاشان جاپای خداست .

ماهتاب آنجا ، می کند روشن پهنای کلام .

بی گمان در ده بالا دست ، چينه ها کوتاه است .

غنچه ای می شکفد ، اهل ده باخبرند .

چه دهی بايد باشد !

کوچه باغش پر موسيقی باد!

مردمان سر رود ، آب را می فهمند .

گل نکردندش ، ما نيز

آب را گل نکنيم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط پارسا  |