تبليغاتX
در تنهایی خوابگاه 2 علوم پزشکی شاهرود - عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد

در تنهایی خوابگاه 2 علوم پزشکی شاهرود

اگر تنهای تنها شوم بازم خدا هست.....

عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد


که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم


هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر


هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد


جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها


عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 3:23 بعد از ظهر  توسط پارسا  |